معنی جزائر خالدات
5 بازدید
[ جَ ءِ رِ لِ ] (اِخ) همان جزائرالسعادة است که منجمان در آثار خود آورده اند. این جزائر در بحر محیط در اقصای مغرب قرار گرفته و معمور و آبادان بوده و گروهی از حکما در آن سکونت داشته اند و قواعد نجوم را بر آن بنیان نهاده اند. ابوریحان بیرونی گوید: جزائرالسعاده همان جزائر خالدات است و آن شش جزیره است که در بحر محیط قرار دارد و وسعت آن قریب دویست فرسخ است. این جزائر جزو بلاد مغرب بشمارند و برخی از منجمان طول بلاد را از آنجا آغاز میکنند. (از معجم البلدان). جزائر خالدات شش جزیره است در بحر محیط بجانب غرب و آن را جزائرالسعادة نیز گویند، منجمان طول بلاد را از آنجا گیرند. در آنجا میوه های شرقی و غربی و ریاحین و گلها و حبوب بی آنکه کشت و غرس شوند میرویند. (از منتهی الارب). جزائر خالدات که جزائرالسعادة نیز گویند عبارت است از چندین آداک که جزو افریقا و در جنوب غربی صحرا واقع شده اند و اکنون متعلق به دولت اسپانیا میباشند و تنها هفت جزیره از آنها دارای سکنه است و اسامی آنها از این قرار است: تنریف و کاناری کبیر و لانسروت و فورتا و انتورا و گومرا و پالما و جزیرهٔ فر یعنی جزیرهٔ آهن و از همه غربی تر همین جزیرهٔ فر است که مبدأ طول منجمان باشد و جمعیت این جزیره ها ۴۶۰۰۰۰ تن است و شرابهای اعلا از این جزائر به خارج حمل میکنند. (از ناظم الاطباء). صاحب تاج العروس آرد: آنرا جزائرالسعادة و جزائرالسعداء نیز گویند و چون اعتقاد آنان بر این بود که ابدان دارای نفوس سعید در آن جزائر سکونت دارند بدین مناسبت آنرا جزائرالسعادة گفتند و بدین جهت فلاسفه در آنجا اقامت و تدریس کنند و تعداد آنان پیوسته هفتاد تن باشد و چون تنی کم شود، تنی بر آن افزوده شود. واللََّه اعلم. و بدین جهت آنرا خالدات گویند که نفوس ساکنان آن پیوسته در بهشت لذات نفسانی که در دنیا کسب کرده اند، بسر میبرند و بعقیدهٔ آنان بهشت همان لذت بردن نفس است پس از مرگ، از کمالات اکتساب شده در این دنیا و خلود در بهشت دوام و پیوستگی این لذات است، چنانکه خلود در آتش به عقیدهٔ آنان عبارت است از دوام حسرت خوردن نفس بر محروم ماندن از تحصیل کمالات. به هرحال آنها شش جزیره و به عقیدهٔ جمعی هفت جزیره اند در بحر محیط که آنرا اقیانوس گویند. (از تاج العروس). جزائرالخالدات. جزائرالسعادات. جزائرالسعادة. و رجوع به الحلل السندسیة ج ۱ ص ۲۰۸ شود.
کلمات همقافیه با «جزائر خالدات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر