معنی جزائر
7 بازدید
[ جَ ءِ ] (ع اِ) جِ جزیره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به جزیره شود. || ججِ جَزور، بمعنی مطلق شتر یا ناقه ای که نحر شده باشد. (از اقرب الموارد). || نام سلاح جنگ و آن بندوقی کلان باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). و رجوع به جزایر شود.
کلمات همقافیه با «جزائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر