معنی جر و جوی
6 بازدید
[ جَ رْ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) راه ناهموار. راه که پر از شکاف و دره باشد: جوی است و جر پردهٔ عبرت ز دردها ره پر ز جر و جوی و هوا سرد و تیره فام لیکن تو هیچ سیر نخواهی همی شدن زین جر و جوی و کوفتن راه بی نظام. ناصرخسرو. به جر و جوی چرا میدوی بروز و شبان و گرنه معده همی مر ترا بجر دارد. ناصرخسرو. رجوع به جوی و جرشود.
کلمات همقافیه با «جر و جوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر