معنی جریسة
5 بازدید
[ جَ سَ ] (ع اِ) گوسفندی که شب به دزدی رفته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).[ جَ سَ ] (ع اِ) گوسفندی که شب به دزدی رفته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «جریسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر