معنی جریدهٔ زندانیان
6 بازدید
[ جَ دَ / دِ یِ زِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب). دفتری که اسامی زندانیان در آن ثبت میشد، دوسیه، پرونده از زندانیان : گفت بزندان تو اندر، بسیار کس هست که کشتن بر وی واجب است... و بجریدهٔ زندانیان نگاه کردند هشتصدتن یافتند که بر ایشان کشتن واجب بود. (ترجمهٔ طبری بلعمی).
کلمات همقافیه با «جریدهٔ زندانیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر