معنی جریدهٔ حشم
6 بازدید
[ جَ دَ / دِ یِ حَ شَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دفتر ثبت اسامی افراد حشم : التماس کرد که چندان توقف کند که استاد ابوعلی عارض بدیشان رسد و اسامی ایشان در جریدهٔ حشم ثبت کند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۷۵).
کلمات همقافیه با «جریدهٔ حشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر