معنی جرید
6 بازدید
[ جَ ] (ع ص، اِ) روز و سال تمام. (از منتهی الارب) (از متن اللغة). تمام. (آنندراج). یوم جرید؛ روز تمام و کذلک عام جرید. (از منتهی الارب) (از متن اللغة). || شاخ درخت خرما. (آنندراج). شاخه های درخت خرما و یکی آن جریده است. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || درختی که شاخ و پوست از آن جدا کرده باشند. (آنندراج). جریده. (یادداشت مؤلف). || در بیت زیر به معنی یکه رو و تنهاست : روز خفاشک نیارد برپرید شب برون آید چو دزدان جرید.مولوی. || قاصد و جاسوس. (غیاث اللغات از لطائف). معنی قبلی بظاهر از مصادیق معنی اخیر است.
کلمات همقافیه با «جرید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر