معنی جریحهدار
6 بازدید
[ جَ حَ / حِ ] (نف مرکب) در تداول فارسی، زخمی. مجروح.
کلمات همقافیه با «جریحهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر