معنی جریئة

معنی جریئة

6 بازدید
[ جِ رْ ری ءَ ] (ع اِ) روده و اندرون مرغ. (منتهی الارب) (متن اللغة). || سنگدان. (شرح قاموس). جِرّیة. (از شرح قاموس) (از تاج العروس). جَرَّیَة. (از متن اللغة). در تمام معانی. || حوصله و چینه دان. (ناظم الاطباء). حوصله. (لسان از ذیل اقرب الموارد) (تاج العروس). || حلقوم. (ذیل اقرب الموارد) (از متن اللغة) (منتهی الارب).
[ جَ ءَ ] (ع اِ) کمینگاه صیاد. (ناظم الاطباء). خانهٔ سنگی که ددان را در آن شکار کنند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). خانهٔ سنگی که سنگی بر بالای در آن باشد و گوشتی در آن نهند و چون درنده ای برای خوردن گوشت به آن وارد شود سنگ بر در خانه قرار گیرد و راه را مسدود سازد. (از تاج العروس). ج، جَرائی. (از تاج العروس) (متن اللغة) (اقرب الموارد). وزن مزبور در جمع این کلمه نادر و غیرقیاسی است و جمع قیاسی آن «جَرایا» است. (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). || تأنیث جَری ء. دلاور و شجاع. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «جریئة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ئة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید