معنی جریئة
6 بازدید
[ جِ رْ ری ءَ ] (ع اِ) روده و اندرون مرغ. (منتهی الارب) (متن اللغة). || سنگدان. (شرح قاموس). جِرّیة. (از شرح قاموس) (از تاج العروس). جَرَّیَة. (از متن اللغة). در تمام معانی. || حوصله و چینه دان. (ناظم الاطباء). حوصله. (لسان از ذیل اقرب الموارد) (تاج العروس). || حلقوم. (ذیل اقرب الموارد) (از متن اللغة) (منتهی الارب).[ جَ ءَ ] (ع اِ) کمینگاه صیاد. (ناظم الاطباء). خانهٔ سنگی که ددان را در آن شکار کنند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). خانهٔ سنگی که سنگی بر بالای در آن باشد و گوشتی در آن نهند و چون درنده ای برای خوردن گوشت به آن وارد شود سنگ بر در خانه قرار گیرد و راه را مسدود سازد. (از تاج العروس). ج، جَرائی. (از تاج العروس) (متن اللغة) (اقرب الموارد). وزن مزبور در جمع این کلمه نادر و غیرقیاسی است و جمع قیاسی آن «جَرایا» است. (از اقرب الموارد) (از تاج العروس). || تأنیث جَری ء. دلاور و شجاع. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جریئة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئة» برای سرودن شعر