معنی جرگلباد
6 بازدید
[ ] (اِخ) جرّ در لغت فارسی جایی بریده و دریده و کنده را گویند. در زمان صفویه طایفهٔ تراکمه از سمت گرگان و استرآباد به حوالی اشرف آمده سرقت مینمودند. شاه عباس فرمان داد از حد کوه الی لب دریا خندقی عمیق طولاً چهار فرسخ و عمقاً ده ذرع کندند و راهی باریک از معبر خیابان که دو طرف آن جنگل است گذاشته در آنجا مستحفظین گماشت. در واقع سد طریق تراکمه بود و سواره و پیاده به ازدحام انبوهی نمیتوانستند که از آن جانب به استراباد و گلباد و اشرف ترکتاز آورند. اکنون از مرور دهور آن (خندق) کنده شده و اشجار رسته، معهذا عبور از آن به صعوبت ممکن است. (از فهرست) (یادداشت بخط مؤلف). پنجم [ از استحکامات مازندران ] جرگلباد یا خندق گلباد که در زمان پادشاهی کریم خان زند بوسیلهٔ محمدخان سوادکوهی که به آن موقع حاکم مازندران بود کنده شده است تا اشرف و حدود شرقی مازندران را از تاخت و تاز ترکمن ها حفظ کنند. (از ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران رابینو ص ۳۵).
کلمات همقافیه با «جرگلباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر