معنی جرکانی
6 بازدید
[ جَ ] (اِخ) یکی از طوایف ایل قشقایی ایران مرکب از دویست خانوار است. و در سه ده خسرو شیرین سکونت دارند. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۸۰).[ جَ ] (اِخ) محمدبن احمد مکنی به ابوالرجاء. یکی از حفاظ مشهور بود. وی از ابوبکر محمدبن ریده و ابوطاهر محمدبن احمدبن عبدالرحیم کاتب و کسانی که در این طبقه اند، حدیث استماع کرد و در حدود سال ۵۱۴ هـ . ق. درگذشت. این کلمه منسوب است به جرکان از دیه های اصفهان. (از معجم البلدان). و رجوع به لباب الانساب شود.[ جَ ] (اِخ) محمدبن محمدبن معروف مکنی به ابوالعباس. خطیبی بود بجرکان. وی مستملی (محرر) ابوبکر اسماعیلی بود. (از معجم البلدان). و رجوع به لباب الانساب شود.
کلمات همقافیه با «جرکانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر