معنی جرک
5 بازدید
[ جُ ] (ع اِ) دشت و صحرا و بیابان باشد. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بیابان. (جهانگیری) .[ جُ ] (اِخ) نام کتابی است. رجوع به تحقیق ماللهند صص ۷۶، ۷۷ و ۱۹۲ شود.[ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حرجند از بخش مرکزی شهرستان کرمان. این ده در شصت وهفت هزارگزی شمال کرمان و دوهزارگزی جنوب راه شهداد به راور قرار دارد و محلی کوهستانی و سردسیر است. و ۸۵ تن سکنهٔ فارسی زبان شیعی مذهب دارد و آب آن از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «جرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر