معنی جروم
6 بازدید
[ جُ ] (ع ص، اِ) جِ جَرم معرب گرم. (از منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به جرم شود. || و به معنی زمین سخت گرم. (از منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به جرم شود. || و نوعی از زورقهای یمنی. (از منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به جرم شود. || جِ جِرم و جِ جُرم. (ناظم الاطباء). رجوع بکلمات مزبور شود. || گرمسیر. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). گرمسیری. مقابل صرود به معنی سردسیری. (یادداشت مؤلف): گرمایش نه گرمای جروم که جوش او سموم انگیزد و سرمایش نه سرمای صرود که زمهریر آن تگرگ از دماغ ریزد. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۹).
کلمات همقافیه با «جروم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر