معنی جروة
5 بازدید
[ جِ رْ وَ ] (ع ص، اِ) ناقهٔ کوتاه. (منتهی الارب). تأنیث جِرو به معنی ناقهٔ کوتاه. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || نفس. (از متن اللغة) (از منتهی الارب). یقال: ضرب علی کذا جروته؛ ای وطن نفسه و صبر علیه. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (ناظم الاطباء). و یقال: ضوب عنه جروته؛ ای طاب عنه نفساً. (از متن اللغة) (منتهی الارب). و القی جروته علی الامر؛ وقتی گویند که بر کاری صبر نماید یا بر آن مستولی گردد. (منتهی الارب). || تأنیث جَرو، جُرو، جِرو؛ ریزه ای از هر چیز. (از متن اللغة) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به جرو شود. || یکی از جَرو، جُرو، جِرو؛ ریزه از هر چیز. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). رجوع به جرو شود.[ جِ رْ وَ ] (اِخ) تلفظ ترکی ژروه. رجوع به ژوره و قاموس الاعلام ترکی شود.[ جِ رْ وَ ] (اِخ) نام دو اسب است. (منتهی الارب). نام اسب شدادبن معاویه عیسی معروف بفارس جروة است و در حق جروة (اسب خود) ابیات زیر را سروده است: و من یک سائلا عنی فانی و جروة کالشحا تحت الورید اقوتها بقوتی ان شترنا والحفها ردائی فی الجلید. (از عقدالفرید ج ۶ ص ۲۲).
کلمات همقافیه با «جروة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر