معنی جرواآن

معنی جرواآن

6 بازدید
[ جُ ] (اِخ) نام محله ای به اصفهان. (تاج العروس). نام محلهٔ بزرگی است به اصفهان که به فارسی آن را کرواآن گویند. (از معجم البلدان). محلتی به اصفهان که از تمامت محلها و اطراف آن خوشتر و بهتر است. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان). مترجم محاسن اصفهان آرد: در اثناء کلام ابومسلم گفت، در ربع مسکون خوشتر از خانهٔ من موضعی نیست، حاضران تمامت چشم تعجب به یکدیگر بازگذاشتند و آن دعوی را از جاده عقل متجاوز و دور پنداشتند. ابومسلم گفت: شما در هفت اقلیم خوشتر و بهتر به اعتدال از اقلیم چهارم زمینی می دانید؟ گفتند نه. گفت: بر قاعدهٔ اهل هیئت و ارباب هندسه و مساحان بحر و بر مقرر و محقق است که از جهت آب گوارندهٔ شیرین صافی سبک و هوای تر و تازه و تنک و فضای فراخ و روشن اصفهان که ناف آن است خوشتر و بهتر است و به اتفاق اهل اصفهان از تمامت اطراف و محلها محلت جرواآن و در آن محلت خوشتر از خانهٔ من نیست. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۲۱). صاحب مرآت البلدان آرد: به عقیدهٔ صاحب معجم البلدان یکی از محلات اصفهان است و یحتمل چهار باغان باشد. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۲۲). ابن البلخی آرد: و از آثار او (شاپور) در عمارت جهان آن است که این شهرها و بندها و پول ها که یاد کرده آید او بنا کرده است... در اصفهان بوان، جرواآن و آنجا آتشگاهی کرد. (از فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۷۲): او انس جرواآن والجی ناعم یساعدنی فیها مع الدهر رسمها. عقاب (از محاسن اصفهان ص ۱۱۶). و رجوع به محاسن اصفهان ص ۸۱ و ۸۹ و مزدیسنا ص ۲۱۰ و لباب الانساب ذیل جرواآن شود.

کلمات هم‌قافیه با «جرواآن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «آن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید