معنی جرهم
5 بازدید
[ جُ هُ ] (ع اِ) ابن الکلبی گوید: این کلمه معرب است بگمان وی اصل آن «ذرهم» بود و در تعریب جرهم شده است. و گروهی گویند: نام عربی است. (از المعرب جوالیقی ص ۱۰۰).[ جُ هُ ] (اِخ) قبیله ای است از یمن که در حوالی مکهٔ معظمه فرودآمدند و حضرت اسماعیل در آن قبیله تزوج کرد. (منتهی الارب) (از آنندراج). صاحب صبح الاعشی آرد: طایفهٔ اول از عرب عاربه طائفهٔ بنوجرهم بن قحطان است. و این طائفه غیر از طائفهٔ جرهم اولی است. و آنان ابتدا در یمن سکونت داشتند، سپس به حجاز مهاجرت کردند و در همان جا اقامت گزیدند تا زمانی که ابراهیم با فرزند خود اسماعیل به مکه آمد و همین طایفه در مکه بر آنان وارد شدند و در آنجا توطن اختیار کردند. (از صبح الاعشی ج ۱ ص ۳۱۵). جدی جاهلی و قدیم است که خود و اعقاب وی بر حجاز حکمران بودند تا زمانی که عمالقه بر آنان چیره شدند و در زمان بنیان گذاشتن خانهٔ کعبه در مکه امر خانه داری کعبه بدست آنها بود تا اینکه خزاعه بر آنان پیروز شدند و آنها به یمن مهاجرت کردند. (از اعلام زرکلی). و رجوع به انساب سمعانی و تاریخ سیستان صص ۴۶ -۴۷ و عیون الاخبار ج ۲ ص ۱۱۴ و کتاب التاج ص ۸۳ و البیان و التبیین ج ۱ ص ۱۶۴ و ج ۲ ص ۸۹ و تاریخ گزیده صص ۳۳ -۳۴ و المعجم فی معاییر اشعار العجم و نزهة القلوب ج ۳ ص ۳ و قاموس الاعلام ترکی شود.[ جُ هُ ] (اِخ) ابن ناشر. همان جرثوم بن ناشر است. (از منتهی الارب). رجوع به جرثوم بن ناشر شود.
کلمات همقافیه با «جرهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر