معنی جرنگی
7 بازدید
[ جِ رِ / جَ رِ ] (ق / اِ صوت) مرکب از جرنگ و یاء در تداول عامه گویند بتری از دستم افتاد و جرنگی شکست. و این ممکن است قید شکستن باشد یعنی با صدای جرنگ، و نیز ممکن است حکایت از صدای آن به وقت شکستن باشد. نظیر این ترکیب فراوان است مانند آنورقی، ترقی، شرقی، جلدی، مانندی. و رجوع به جرنگ و درنگ شود. (یادداشت مؤلف).[ جِ رِ ] (ص نسبی) در تداول عوام، نقد، عین، درمی بانگ کننده، چون بیندازند. (یادداشت مؤلف): پول جرنگی؛ پول نقد، بی حواله، پولی که فی المجلس بدست شخص داده شود: هزار تومان یا صد تومان جرنگی؛ یعنی هزار یا صد تومان پول نقد. چنانکه صد تومان پول جرنگی شمردم میان دستش، هزارتومان پول جرنگی به او دادم. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جرنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر