معنی جرنگ
11 بازدید
[ جَ رَ / جِ رِ ] (اِ صوت) زنگ آواز و صدای زدن شمشیر و گرز و امثال آن و جرنگیدن مصدر آن است. (آنندراج) (انجمن آرا). صدای زنگ و طاس و امثال آن و آواز زدن شمشیر و تیغ و زنجیر را نیز گویند. و به کسر اول و ثانی هم آمده است. (برهان). صدای زنگ و طاس. و آواز زدن شمشیر و صدای زنجیر. و تبدیل جیم ابجد بدال مهمله هم جائز است و مواضع استعمال هر یک جداست. (لغت محلی شوشترنسخهٔ خطی). آواز شکستن بلورها، آواز افتادن پول نقره و زر و جز آن بر زمین سخت یا بر سنگ. آواز زدن دو چیز بهم. چکاچک، حکایت صوت مسکوکات سیمین و زرین. آواز بهم خوردن مسکوکات. (یادداشت مؤلف): ز بس های و هوی و جرنگ درای بکردار طهمورثی کره نای. فردوسی. جز با جرنگ گرز نگوید سخن اجل خواجه عمید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «جرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر