معنی جرنفش
6 بازدید
[ جَ رَ فَ ] (ع ص، اِ) مرد بزرگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مرد بزرگ پهلو. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مرد بزرگ ریش. (آنندراج). و یقال، انه لجرنفش الحیه؛ او بزرگ ریش است. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ جَ رَ فَ ] (اِخ) شاعری است طائی. (منتهی الارب) (آنندراج). او را جرنفش سدوسی نیز گویند. مؤلفان عقدالفرید و البیان و التبین وی را در باب حمقا و نوکی ها ذکر میکنند و داستانی دربارهٔ مناظره ای که جرنفش با فرزدق داشته است می آورند. رجوع به العقدالفرید ج ۷ ص ۱۷۲، ۱۷۳ و ۱۷۴ والبیان و التبین ج ۲ ص ۱۸۲ شود.
کلمات همقافیه با «جرنفش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فش» برای سرودن شعر