معنی واژه جرم کردن
4 بازدید
[ جُ کَ دَ ] (مص مرکب) گناه کردن. تقصیرکردن : چون بود عدل برآن کو نکند جرم عذاب زی من این هیچ روا نیست اگر زی تو رواست. ناصرخسرو. ما جرم چه کردیم نزادیم بدان وقت محروم چراییم ز پیغمبر و مضطر. ناصرخسرو. گفتی نظر خطاست تو دل میبری رواست خود کرده جرم و خلق گنه کار میکنی. سعدی. این جرم بتنها در جهان نه من کرده ام. (گلستان). رجوع به جرم و ترکیبات ذیل آن شود.