معنی جرمیلک
7 بازدید
[ جَ لَ ] (اِ) به لغت کوهستانی و استانی (کذا) و جابلق اسم دوایی است که ترکان آنجا نبات آزار نامند. ماهیت آن، بیخی است بسطبری انگشتی و طول آن زیاده بر شبری و طعم آن شیرین و رنگ ظاهر آن مایل بسیاهی و باطن آن سفید و با صلابت و ساق آن قریب بزرعی و برگ آن شبیه زبان و طولانی بقدر شبری و سبزه تیره و لطیف و برگهای ساق اطراف اعلای آن بقدر برگ بید و گل آن کبود و از گل نیلوفر هندی بسیار کوچکتر و مستعمل بیخ آن است. افعال و خواص آن: چون که بکوبند و بر بیخ دندان بپاشند بنهجی میچسبد که از الکل و شراب زائل نمیگردد و سنون آن به یک دو دفعه جهت رفع تعفن بن دندان و رویانیدن گوشت بن دندان مجرب است. و آشامیدن آن جهت رفع زخمهای باطنی و اورام احشا و ضماد آن جهت جبر کسر و رفع جمیع زخمها و تشنج مفید است. (از مخزن الادویه) (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «جرمیلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر