معنی جرمنگان
5 بازدید
[ ] (اِخ) جرمنگان خرد و جرمنگان بزرگ دو شهر است بر کرانهٔ بیابان نهاده، جایی کم نعمت و اندک خواسته و مردم آنجا صیادی کنند. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۷۵).[ ] (اِخ) شهرکی است [ از ماوراءالنهر ] باکشت و برز و آبهای روان. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «جرمنگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر