معنی جرمة
5 بازدید
[ جِ مَ ] (ع اِ) خرما یا انگور دروندگان. (آنندراج) (منتهی الارب) (از لسان العرب). || آنچه از خرمای نارس چیده شود. (از لسان) (از تاج العروس). کونلک خرما . (مهذب الاسماء خطی). || یک گله شتر مقدار سی عدد. (منتهی الارب) (آنندراج). || گناه. (منتهی الارب). || حرز و اندازه کنندگان بار خرما بر درخت. (آنندراج) (منتهی الارب).[ جَ مَ ] (اِخ) نام قصبه ای است بناحیهٔ فزان در جنوب افریقیه. عقبةبن عامر آن را فتح کرد و مردم آنجا را به اسیری گرفت. (از معجم البلدان). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «جرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر