معنی جرمانه

معنی جرمانه

4 بازدید
[ جُ نَ / نِ ] (اِ مرکب) آنچه از گناه کار بزور بستانند. (بهارعجم) (آنندراج). آنچه از گنهکار گیرند. و جریمانه که شهرت دارد درست نیست. (غیاث اللغات). تاوان. جریمانه . کفاره. (ناظم الاطباء): مولانا عذر بسیار خواستند و فرمودند تصدیع خدمت کردیم و جرمانهٔ آن پیش مولانا بردند. (انیس الطالبین بخاری ص ۱۹۲). گرد بی ادبی مگرد و الا فرمایم که ترا از در سرای بیاویزند و صد هزار (دینار) دیگر بخزانه جرمانه فرودآرم. (دستور الوزراء ص ۱۸۵). سرمایهٔ جرمانهٔ کردار ز کف شد از کرده پشیمان به پشیمانی من کو. طغرا (از بهارعجم از آنندراج). جُرم به همین معنی آمده. (آنندراج) (بهارعجم): بلهو خویش چه خوش مولعی نپنداری که کرده های ترا جرم نی و تاوان نیست. حیاتی گیلانی (از آنندراج). باده جرم عیش گیرد از دل هشیار ما خون گل خواهد بهار از گوشهٔ دستار ما. شلوهی همدانی (از آنندراج). رجوع بجرم شود.

کلمات هم‌قافیه با «جرمانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید