معنی جرغول
7 بازدید
[ جَ ] (اِ) دارویی است که آن را زبان بره و به عربی لسان الحمل خوانند. (برهان) (آنندراج). به فارسی اسم لسان الحمل است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). گیاهی دارویی که بارتنگ و بتازی لسان الحمل گویند. جَرغون. (ناظم الاطباء). چرغول. (برهان). دارویی است که آن را زبان بره گویند. (یادداشت مؤلف).[ ] (اِخ) قریه ای در پانصد و چهل وهشت هزارگزی طهران میان ذوالقدر و جیلونی واقع و آنجا ایستگاه ترن است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جرغول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر