معنی جرعه زدن
9 بازدید
[ جُ عَ / عِ زَ دَ ] (مص مرکب) یک آشام آب یا شراب نوشیدن : در ته دوزخ ز شوق جرعهٔ کوثر زدن بر لب کوثر ز شرم حسرت نم داشتن. عرفی شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جرعه زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر