معنی جرعه دادن
6 بازدید
[ جُ عَ / عِ دَ ] (مص مرکب) یک آشام یا یک شربت آب یا شراب و جز آن دادن : بنامم زند زندگی قرعه ای بدست کرم گر دهی جرعه ای. ظهوری شیرازی (از ارمغان آصفی).
کلمات همقافیه با «جرعه دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر