معنی جرشع

معنی جرشع

5 بازدید
[ جُ شُ ] (ع ص، اِ) شتر یا اسب بزرگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). اشتر بزرگ. (مهذب الاسماء خطی) || بزرگ سینه و پهلوبرآمده از شتر و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بزرگ سینهٔ پهلوبرآمده. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد): فنکرنه فنفرن و امترست به هو جاء هادیة و هاد جرشع. ابوذویب (از اقرب الموارد). مردم بزرگ سینه. (مهذب الاسماء). || وادی بزرگ شکم. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). ج، جَراشِع. (منتهی الارب). جراشع؛ وادیهای بزرگ شکم و کوههای خرد و درشت. (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). مؤلف ذیل اقرب الموارد گوید: این معنی را صغانی آرد و مفردی برای آن ذکر نکرده است و صاحب تاج گوید: بظاهر مفرد آن جرشع بر وزن قنفذ است. (از ذیل اقرب الموارد). || کوه خرد ستبر درشت. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). ج، جَراشِع. (منتهی الارب). رجوع به معنی فوق شود.

کلمات هم‌قافیه با «جرشع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید