معنی جرشبة
6 بازدید
[ جَ شَ بَ ] (ع مص) به شدن بعد از بیماری یا لاغری. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) جَرشَمَة. (اقرب الموارد). || دو تا شدن و خم گردیدن زن یا به پیری رسیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). جَرشَمَة. (از اقرب الموارد). || پنجاه ساله گردیدن. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). چهل ساله یا پنجاه ساله گردیدن تا مردن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). جَرْشَمة. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جرشبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر