معنی جرزة

معنی واژه جرزة

7 بازدید
[ جُ زَ ] (ع اِ) دسته و بافهٔ ینجه. (ناظم الاطباء). بند اسپست و مانند آن. (منتهی الارب). بند و دستهٔ اسپست و مانند آن. (از اقرب الموارد). و در تداول عوام بر بسته های بزرگ گندم خشک و حبوب اطلاق کنند. (از حاشیهٔ متن اللغة). یقال: جاء بجرزةِ من القت و بجرز منه و باعه جرزا. (از اقرب الموارد). || یک مشت از اسپست. (منتهی الارب).
[ جِ رَ زَ ] (ع اِ) جِ جرز، به معنی گرز آهنی. (آنندراج) (منتهی الارب) (متن اللغة). رجوع به جرز شود.
[ جِ زَ ] (ع اِ) نوعی از لباس زنان که از کرک و پوست گوسفند است. (از متن اللغة). و در تداول امروز نوعی خاص از لباس است که از پشم و مانند آن باشد. (از حاشیهٔ متن اللغة).
[ جَ زَ ] (ع اِ) هلاک. یقال: رماه اللََّه بجرزة؛ ای بهلاک. (اقرب الموارد) (المنجد).
[ جَ رَ زَ ] (ع اِ) هلاکی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (متن اللغة).
[ جُ زَ ] (اِخ) نام ناحیه ای است به یمامه از اراضی کوفه از آن بنی ربیعه. (از معجم البلدان): کان بحیرا لم یقل لی ماتری من الامر او ینظر بوجه قسیم و لو شئت فی حال الکمیت و لم تکن کأنک نصب للرماح رجیم ولکن رأیت الموت ادرک تبعا و من بعده من حادث و قدیم فیا لعبید خلفة اِنَّ خیرکم بجرزة بین الوعستین مقیم. متمم بن نویرة (از معجم البلدان).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید