معنی جرزان

معنی واژه جرزان

5 بازدید
[ جُ ] (اِخ) ناحیه ای است به ارمنیهٔ کبری. (منتهی الارب). اسم جامعی است برای ناحیه ای در ارمنیه که حکومت نشین آن تفلیس است. ابن کلبی از شرقی حکایت کند که جرزان و اران دو ناحیه است بنزدیک ارمینیه و آن ناحیه مملکت طائفه جرزیه است. و بگمان من (یاقوت) اصل کلمه گرج است و جرز معرب آن است. این مردم ملت بزرگی بودند و در آن زمان پادشاهی بنام طنبعی داشتند و پیرو مذهب نصرانیت بودند و از وقتی که تفلیس به تصرف مسلمانان درآمد آنان بحاکم تفلیس جزیه می پرداختند. (از معجم البلدان). این کلمه در تاریخ سیستان بصورتهای حرزان و خزران ضبط شده و صحیح آن حرزان است و در ابیات زیر بصورت جرزان آمده است: و نال بالشام ایاماًمشهرة سارت له فی جمیع الناس فاشتهرا وداس احرار جرزان بوطأته حتی شکوا من توالی وطئه ضرراً عمربن محمد حنفی (از معجم البلدان). و ماکان بقراطبن اشوط عنده باول عبد او بقته جرائره و لما التقی الجمعان لم یجتمع له یداه و لم یثبت علی البیض ناظره و لم یرض من جرزان حرزاً یجیره و لاقی جبال الروم ریداً یجاوره. ابوعباده طائی (از معجم البلدان). و رجوع بقاموس الاعلام ترکی شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید