معنی جردوی
5 بازدید
[ جُ دَ ] (اِخ) قریه ای است از قرای ولایت ترشیز که باغهای فراوان دارد این قریه از آب قنات مشروب میشود و آبادی آن از قدیم است. میوه های سردسیر دارد و دوازده خانوار سکنه دارد. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۹). و مؤلف فرهنگ جغرافیایی ایران آرد: دهی است از دهستان بالا ولایت از بخش حومهٔ شهرستان کاشمر. این ده در ششهزارگزی باختری کاشمر قرار دارد. محلی است جلگه و معتدل و ۶۴۳ تن سکنهٔ شیعه مذهب و فارسی زبان دارد. آب آبادی از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و میوه ها و زیره و پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «جردوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر