معنی جردحل
6 بازدید
[ جِ دَ حَ ] (ع اِ) وادی. (منتهی الارب) (متن اللغة) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج). ولی ابن سیده گوید: مرا به این معنی اعتماد نیست. (از ذیل اقرب الموارد). || صلی الله علیه و آله و سلم شتر بزرگ اندام نر باشد یا ماده. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد) (آنندراج). یقال «جمل جردحل و ناقة جردحل». (اقرب الموارد). || صاحب لسان از شمر نقل کند که «رجل جردحل؛ یعنی مرد تند درشت اندام. و امرأة جردحلة؛ به همین معنی است. (از ذیل اقرب الموارد). || درشت اندام از مردم و شتر، نر باشد یا ماده. (از متن اللغة). || اشتر بزرگ. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «جردحل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حل» برای سرودن شعر