معنی جردبی
6 بازدید
[ جَ دَ بی ی ] (ع ص، اِ) طفیلی. کسی که ناخوانده بضیافت آید. (منتهی الارب) (متن اللغة). رجوع بجردبان شود. || نگاهبان نان. (منتهی الارب) (از متن اللغة). رجوع به جردبان شود. || آنکه با دست راست خورد و دست چپ را بر طعام نهد یا آن که دست بر طعام نهد تا دیگری نخورد. (منتهی الارب) (از متن اللغة). رجوع بجردبان شود.
کلمات همقافیه با «جردبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر