معنی جردادن
7 بازدید
[ جِ دَ ] (مص مرکب) دریدن با ایجاد آوازی یا بی آواز چنانکه کاغذ و پارچه. جراندن. جرانیدن. دریدن، دریدنی که آواز دهد. (یادداشت مؤلف). || بدرازا پاره کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جردادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر