معنی جرح و تعدیل کردن
5 بازدید
[ جَ حُ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) مخدوش ساختن عدالت گواه یا عادل شمردن او. || نسبت ضعف روایت به کسی دادن یا عادل شمردن او. || تصحیح کردن نوشته ای. اصلاح کردن کتابی از حیث الفاظ و معانی و فصاحت و بلاغت. (یادداشت مؤلف). || مجازاً؛ متناسب و جورکردن چیزها با یکدیگر. لیکن این ارادهٔ ثانوی و مجازی است چه جرح به معنی مخدوش کردن قوهٔ عدالت و تعدیل عادل شمردن کسی است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جرح و تعدیل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر