معنی جرجین
6 بازدید
[ جُ ] (اِخ) نام موضعی به بطیحه بین بصره و واسط که راهی صعب العبور دارد. رجوع به معجم البلدان ذیل همین کلمه شود.[ جُ ] (اِخ) ابن میلاذجرد. کسی است که قریهٔ جرجینجرد را بناکرده و بنام خود نامیده است. (از تاریخ قم ص ۸۵).
کلمات همقافیه با «جرجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر