معنی جرثقیل

معنی جرثقیل

5 بازدید
[ جَ رْ رِ ثَ ] (اِ مرکب) نام علمی است که در آن قواعد کشیدن و برداشتن بارهای گران مندرج است. چنانکه گردون که به ارابه شهرت دارد و به هندی گاری وچهکرا گویند یکی از جمله اقسام جرثقیل است. (غیاث اللغات) (آنندراج). علم الحیل. ابزاری که بدان سنگینی ها را بردارند، منجنیق. مکانیک و آن دستگاهی است که برای بلند کردن و جابجا کردن بارهای سنگینی بکار میرود. و آن ترکیبی است از چند ماشین ساده و آن را طوری ساخته اند که با نیروی کم میتوان اجسام بسیار سنگین مانند اتومبیل، موتورهای بزرگ، بارهای کشتی و غیره را بدان وسیله جابجا کرد. جرثقیل ها امروز به اشکال مختلف ساخته میشوند و با پیشرفت صنایع فلزی و آماده شدن ابزارهای جدید فعلاً قدرت آنها چندین برابر قدرت سابقشان شده است. این وسیله که با تغییر شکل حرکت دورانی بحرکت مستقیم الخط و استفاده از خواص اهرمها می تواند با نیروی کم اجسام بسیار سنگین را بردارد، از دیرباز مورد استفادهٔ بشر بوده و این روزها که استفاده از آن بسیار فزونی یافته است بر خلاف سابق دیگر نیروهای وارد بر آن نیروی انسانی نیست بلکه از نیروهای آب و الکتریک و سایر نیروهای موجود در فیزیک استفاده میشود. ساختمان جرثقیل: اجزاء اصلی هر جرثقیل عبارت از یک میلهٔ بلندی است که بر سر آن قرقره ای قرار دارد و انتهای آن به محوری استوار در بدنه ای متصل است و این محور بر پایه ای مستقر است که آن می تواند در حول خود حرکت دورانی کند. علاوه بر این میله در هر جرثقیل یک طناب و چرخ بکار است که سر طناب پس از امتداد در طول میله و گذشتن از قرقره آزاد میشود و با چنگکی که با آن متصل است می تواند بارها را بردارد و سر دیگر آن به محور آن چرخ بسته شده است یعنی چرخی که با حرکت دورانی آن می توان طناب را بحرکت در آورد و بار را بلند کرد. تا اینجا کار دستگاه فقط بلند کردن اجسام می باشد ولی چون تخلیه یک جسم همواره در نقطهٔ دیگر بعمل می آید لذا می باید بتواند در حول پایهٔ خود بحرکت دورانی درآید برای این منظور پایه ای که میله به آن متصل است و اجزای جرثقیل به روی آن قرار دارد طوری ساخته شده که قابل چرخش در حول خود است و برابر این چرخش بازپس از بلند شدن از نقطه ای در نقطهٔ دیگر فرود می آید. دستگاه جرثقیلها امروزه بر روی ارابه های با چرخ بدون زنجیره یا با زنجیره چون تانکها یا با چرخهای چون لکوموتیو قرار دارد تا بتواند در انواع مسیرها سیر کند. (اقتباس از لاروس و دایرة المعارف بریتانیکا).

کلمات هم‌قافیه با «جرثقیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید