معنی جرتوده
7 بازدید
[ جَ دَ / دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج از بخش حومهٔ شهرستان قوچان. این ده در بیست و چهار هزارگزی شمال باختری قوچان و هشت هزارگزی جنوب شوسهٔ قدیمی قوچان بشیروان واقع شده، و محلی کوهستانی و سردسیر است. ۸۲۷ تن سکنهٔ شیعی مذهب دارد که بزبان های ترکی و کردی و فارسی صحبت میکنند. آب آن از چشمه است و محصول آن غلات و میوه ها و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹). و مؤلف مرآت البلدان آرد: از مزارع قوچان (خبوشان) و آب آن از رودخانه و سکنهٔ آن مزارع دیگران را زراعت می کنند. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۸).
کلمات همقافیه با «جرتوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر