معنی جرباذقان

معنی جرباذقان

5 بازدید
[ جَ ذَ ] (اِخ) نام بلده ای است نزدیک همدان که بین آنجا و کرج و اصفهان قرار داشته و شهری بزرگ و مشهور است و به فارسی آن را کرباذکان خوانند. (از معجم البلدان) (از لباب الانساب): جرباذقان بلدة زرّت علی جید القبائح ارض یموت الحر فی ارجائها لولا ابن صالح. ابویعلی محمدبن محمدبن الهاشمی (از معجم البلدان). همان جربادقان است. و معرب کلمه ای است که امروز بصورت گلپایگان خوانده میشود. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و ذیل جامع التواریخ رشیدی ص ۱۷۲ و مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۷۳ و تاریخ گزیده ص ۹۹، ۴۱۷، ۵۴۳، ۶۹۹، ۶۷۰، ۶۷۷ و ۷۱۵ و جربادقان و گلپایگان در همین لغت نامه شود: و ابوالقاسم در این قلعه از قبل عامل جرباذقان می نشست و هر سال مالی معین از وی میستد و محافظت قلعه مینمود. (تاریخ قم ص ۷۳).
[ جَ ذَ ] (اِخ) نام بلده ای است بین استراباد و گرگان از نواحی طبرستان. (از معجم البلدان) (از لباب الانساب). رجوع به جربادقان شود.

کلمات هم‌قافیه با «جرباذقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید