معنی جراید
4 بازدید
[ جَ یِ ] (ع اِ) جرائد. جِ جریدة. دفاتر و امثال آن : و چون فتنهٔ محمد الامین و قتل و افساد افتاد جمله جراید در غارت ببردند و بسوختند، پس چون مأمون در خلافت متمکن گشت از نو قانونها ساخت. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۷۰). رجوع به جرائد و جریدة شود. || در تداول امروز، روزنامه ها. رجوع به روزنامه شود.
کلمات همقافیه با «جراید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر