معنی جرایات
5 بازدید
[ جَ / جِ ] (ع اِ) جِ جرایة. راتبه ها. وظیفه ها. مستمری ها. مواجب : و چون کورخان را خزانه ها بعضی از غارت و بعضی از اطلاق جرایات و مواجب تهی گشته بود. (جهانگشای جوینی). وقت استیفای جرایات و رسوم بر مئین و الوف فزون باشند. (جهانگشای جوینی). رجوع به جرایه و جرایت شود. - اصحاب الجرایات؛ صاحبان جری و راتبه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «جرایات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر