معنی جراوی
6 بازدید
[ جُ ] (ص نسبی) منسوب به جراوة که ناحیه ای است به اندلس. (از معجم البلدان).[ جُ ] (اِخ) عبداللََّه بن محمد. از مردم جراوه است. وی بگفتهٔ حسن بن رشیق قیروانی نویسنده ای است شاعر که نثر و نظم نمکینی داشت و بسال ۴۱۵ هـ . ق. در سن چهل وچندسالگی درگذشت. (از معجم البلدان).[ جَ ] (اِخ) در بیت زیر بظاهر جمع جروی است که نام چاهها یا آبهایی است در راه شام یا در جبلین : الا لااری ماء الجراوی شافیاً صدای ولو روّی غلیل الرکائب. (از معجم البلدان) (از مراصد الاطلاع). رجوع به جروی شود.
کلمات همقافیه با «جراوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر