معنی جراهم
7 بازدید
[ جُ هِ ] (ع ص، اِ) اسد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). شیر بیشه. (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (آنندراج). || کوه بزرگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). || شتر سطبر بزرگ تن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (قطر المحیط) (از اقرب الموارد). یقال: جمل جراهم؛ یعنی شتر ستبر بزرگ تن. (ناظم الاطباء). و مؤنث آن جراهمة است. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جراهم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هم» برای سرودن شعر