معنی جرامیز
5 بازدید
[ جَ ] (ع اِ) جِ جرموز، به معنی گرگ بچهٔ نر. (از منتهی الارب). || گویا جِ جرموز به معنی حوض کوچک است. حوضچه. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). || اعضا. (منتهی الارب). اعضای انسان. (معجم البلدان). || حوض دوجانب برآورده. (منتهی الارب). حوضی که در زمین پست یا باغ بسازند چنانکه دو کرانه برآمده باشد. (از اقرب الموارد) || چاه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ جَ ] (اِخ) بنو جَرانیز؛ نام بطنی است که ایشان را جرامیز گویند. (از منتهی الارب).[ جَ ] (اِخ) موضعی است به یمامه. (معجم البلدان): تحمل من ذات الجرامیز اهلها و قلص عن نهی القرینة حاضره تربعن روض الحزن حتی تعاورت سهام السفا قریانه و ظواهره مضرس بن ربعی (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «جرامیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر