معنی جرامة
6 بازدید
[ جُ مَ ] (ع اِ) کفهٔ گندم و جو و امثال آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خوشه هایی از گندم و جو که در وقت کوبیدن کوبیده نشده و دوباره آن را کوبند. (از اقرب الموارد). کناره های خرمن گندم و جو است که دوباره کوبیده و پاک کرده میشود. (از شرح قاموس). || خرمای بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خرمای چیده شده. (شرح قاموس). || آنچه ریخته شود از خرما و انگور در بریدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از شرح قاموس) (از اقرب الموارد). جُذامَة، یعنی آنچه بعد از درو باقی ماند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «جرامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر