معنی جرامة

معنی جرامة

6 بازدید
[ جُ مَ ] (ع اِ) کفهٔ گندم و جو و امثال آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خوشه هایی از گندم و جو که در وقت کوبیدن کوبیده نشده و دوباره آن را کوبند. (از اقرب الموارد). کناره های خرمن گندم و جو است که دوباره کوبیده و پاک کرده میشود. (از شرح قاموس). || خرمای بریده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خرمای چیده شده. (شرح قاموس). || آنچه ریخته شود از خرما و انگور در بریدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از شرح قاموس) (از اقرب الموارد). جُذامَة، یعنی آنچه بعد از درو باقی ماند. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «جرامة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید