معنی جراش
5 بازدید
[ ] (اِخ) قریه ای است از قرای بلوک لارستان فارس به این معنی که تل مخروطی بسیار مرتفعی است که در اطراف این تل خانه ساخته اند. خانهٔ کدخدای جراش که غالباً مرد معتبر باادعایی است در قلهٔ تل قرار دارد. در اطراف تل برکه و آب انبار بسیار ساخته شده و قریب پانصد خانوار در آنجا سکونت دارند و بالنسبة معظم است. یک حمام و دو مسجد دارد و نخیلات و زراعت آنجا از آب باران مشروب میشود. مردم آنجا شیعی مذهب و سلاح ورزند. قریهٔ مزبور در کنار نجرالعجم واقع شده و از متعلقات بنادر بشمار است. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۷).[ جُ رْ را ] (ع ص، اِ) جِ جارش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جنایتکاران و گناهکاران. (از منتهی الارب).[ جَ ] (اِخ) ابن احمد همدانی، مکنی به ابوالفتح. از دانشمندان است. او راست: کتاب القرانات. (از کشف الظنون) (از هدیة العارفین).
کلمات همقافیه با «جراش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر