معنی جرادة

معنی جرادة

5 بازدید
[ جَ دَ ] (اِخ) نام اسب ابی قتاده حارث بن ربعی. (منتهی الارب). اسم اسب ابی قتاده حارث پسر ربعی است. (شرح قاموس).
[ جُ دَ ] (ع اِ) ملخ. (زمخشری). ج، جُراد. (زمخشری). یک ملخ. (یادداشت مؤلف). || پوست و برگ دورکرده از شاخ. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پوست دورکرده از چوب و جز آن. (از اقرب الموارد). تراشهٔ چیزی. مؤلف ذخیره خوارزمشاهی آرد: قشاره. خراط؛ رندش روده ها و پاره های پوست که از روده های خداوند سجح بیرون آید. (از ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
[ جَ دَ ] (ع اِ) یکی از ملخ. (از منتهی الارب). واحد جراد یعنی یک ملخ. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ملخ. (آنندراج) (دهار). || اسب ماده. (منتهی الارب).
[ جَ دَ ] (اِخ) آل... از خانواده های شیعی مذهب حلب میباشد. (از حاشیهٔ خاندان نوبختی چ عباس اقبال ص ۲۲۲).
[ جُ دَ ] (اِخ) ریگستانی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ابومنصور گوید، ریگستانی است که در بالای بادیه قرار دارد. (از معجم البلدان): و غودر علوا ذلها متطاول بنیل کجثمان الجرادة ناشر. اسودبن یعفر (از معجم البلدان).
[ جَ دَ ] (اِخ) نام اسب عامربن طفیل که آن را سرج بن مالک گرفت. (منتهی الارب) (از شرح قاموس).
[ جَ دَ ] (اِخ) نام اسب سلامةبن نهاربن ابی الاسود است. (منتهی الارب) (شرح قاموس).
[ جَ دَ ] (اِخ) نام زنی. (منتهی الارب) (شرح قاموس).
[ جَ دَ ] (اِخ) نام اسب عبداللََّه بن شرحَبیل. (منتهی الارب) (از شرح قاموس).
[ ] (اِخ) نام یکی از زنان حضرت سلیمان (ع) که داستانهایی دربارهٔ او منقول است دایر بر اینکه وی موجب زوال حکومت سلیمان شده و این منقولات مقرون بصحت نیست. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ ] (اِخ) نام یکی از زنان حضرت سلیمان (ع) که داستانهایی دربارهٔ او منقول است دایر بر اینکه وی موجب زوال حکومت سلیمان شده و این منقولات مقرون بصحت نیست. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «جرادة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید