معنی جراحترسیده
4 بازدید
[ جِ حَ رَ / رِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جراحت دیده. زخمی. خسته. مجروح. آنکه زخم یافته : اگر حدیث کنم تندرست را چه خبر که اندرون جراحت رسیدگان چونست. سعدی. رجوع به جراحت دیده شود.
کلمات همقافیه با «جراحترسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر