معنی جراحة
5 بازدید
[ جِ حَ ] (ع اِ) خستگی. (منتهی الارب) (دهار) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). ریش. (دهار). زخم. (ناظم الاطباء). مطلق زخم. (آنندراج). ج، جِراح و جِراحات. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (آنندراج). رجوع به جراحت شود. || (اِمص) دستکاری. جراحی. در تداول متقدمان عرب، بجای دانش جراحی که شعبه ای از علم طب است این کلمه را بکار می برند. درمان آسیب ها و بیماریهای جسمانی بوسیلهٔ دست و کارد. (الموسوعه). و صاحب کشف الظنون در ذیل علم الجراحة آرد: علمی است که در آن از جراحات عارض بربدن و چگونگی بهبود و درمان آنها بحث میشود و اقسام جراحات و نحوهٔ بریدن عضو مجروح در صورت لزوم، مرهمها و ضمادها و اقسام آنها و افزار لازم برای جراحی را به ما میشناساند و آن شعبه ای از پزشکی است و گاهی نیز مستقلا تدوین می یابد و آن را منفعتی بزرگ است. این دانش به عمل بیشتر شباهت دارد تا به علم و در کتاب منهاج البیان شرح مبسوطی در بارهٔ آن آمده است. و کتابهای عمده ای که در این فن تألیف شده بدین شرح است: جراحت نامه به ترکی تألیف ابراهیم بن عبداللََّه جراح. مؤلف یاد آور شده که چون قلعهٔ متون را گشودند در آن کتابی به یونانی بنام جندار یافته شد و وی آن کتاب را ترجمه و به ۲۳ باب تقسیم کرده است.
کلمات همقافیه با «جراحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر